می خواهم از این لحظه به بعد معمولی باشم بیهوده ،گاهی هپلی ، ساده، بی فکر ،زود باور با تصورات ابلهانه ،َبَدوی ،بازیگوش چهره ای معمولی ،با لبانی باریک و بدون ژل  با موهای مشکیِ فابریک نوجوانی ، که انتهایشان همیشه موخوره داشت ، دلم ابروهای برنداشته می خواهد …. دوس دارم گاهی به خودم کم تر سخت بگیرم و بگذارم موهای صورتم به جای تحمل درد ناگهانی و زنگ دار وَکس ،بَند، موم ، رشد کند .

دوست دارم به جای دامن های تنگ که بدنم را محکم فشار می دهد ، پیژامه ای بپوشم و بگذارم بدنم در آن آزادانه برقصد .

دوست دارم صبح ها خودم بیدارشوم نه با آلارم ماسماسک لعنتی !

صدای دلخراش و تکراری که هیچ وقت دلنشین نمی شود ، چون هر بار رویای شیرینم یا کابوس مورد علاقه ی تکرار شونده ام را می شکند .

می خواهم دیگر به آرایشگاه نروم ، موهایم را خودم کوتاه کنم …غذاهای سنتی بخورم قیمه ، قورمه ، دیزی ،کله پاچه به جای جویدن برگ های سبز و خوشرنگ کاهو . به جای چشیدن طعم گسِ اوت میل ، سرشیر وعسل و یا املت بخورم . دوست دارم مثل رودی ناچیز طغیان کنم و حصار تاریک قوانین نوشته نشده ی خودم را که زنانگی اصیلم را دزدیدند ، پاره کنم .

واااای بر من …

واای بر قوانینی که هر روز مرا مجبور به دور شدن از خودم کرد .

پریسای عزیزم تو هر روز صورت خود را زیر هزاران لایه مواد شیمیای خوشبو پنهان می کنی،  مرا ببخش اگر مجبور شدی خویشتنت را هم ، زیر لایه های چیزهای دیگر مخفی کنی ، خودی که انها برای تو دیکته کردند .

ببخش تو را وارد بازی کثیف ،سالاد ،ساپورت ، میکاپ ،ورزش و رژیم کِتو کردم ، ببخش که مجبورت کردم زنانگی ات را این چنین  با ترس احیا کنی ،ببخش که تو رو با سوزن و تیغ جراحی ، از نظر آن ها زیبا کردم .

چه قدراین بار برایت سنگین بود روزهایی که لذت بستنی خوردن را ازت گرفتم ، زمان هایی که ترجیحت یوگا بود اما وزنه های سنگین را به نیت لاغری بلند کردی . وقتی حوصله بزک کردن نداشتی ، به خاطر ترس از نگاهِ بقیه  ، ساعتها صورتت را جلوی آیینه نقاشی کردی و عزت نفست کم کم با رنگی کردن خودت رنگ باخت .

بی انصافی نباشد ، تو گناهی نداشتی . الان که فکرش را می کنم تو وارد بازی شدی . کم کم وارد کردنت ، بازی شیرین و نفس گیر مِدیا و بیوتی ! دو یار قَدر که هر چه می دوی به  استاندارد آن ها نمی رسی ،هر چه بیشتر انجام می دهی بیشتر کَمی ،

هر چی ظرف غذایت را کوچک تر می کنی ، کم تر وزن کم میکنی ،

هر چی  بیشترمی ترسی زشت تر می شوی هر چه………

کاش سَمی بیاید که به جای فلج کردن عضله ی صورتم ، فکر پریشانم را نیز فلج کند !!!!!!

اما پریسای معمولی اگر می خواهی عادی زندگی کنی  زندگی کن ، می توانی !

این انتخاب توست ، بسم الله ……

ولی یک سوال  …

کدام زن جداب تر است ؟ زنان تحسین شده و رشک برانگیز توی گوشی و یا توی معمولیِ ساده لوح ؟؟؟؟!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز