انرژی های روانی زنان

با نوشتن درباره ی زنان ، سوالات بر ذهنم هجوم می آورند . مسایلی حل نشده در ذهنم مرا وادار به کندوکاو می کند . کندکاو انرژهای روان زنان ، دنیای ان ها و حتی ابعاد تاریخی حقارت های زنان ! موضوعی که بیش از همه ذهنم را به خود مشغول کرده است شکاف بین […]

هذیان گویی روزانه(آمیزش وسواس و اهمال )

می خواستم برایت بنویسم که از ته دل می خواهم که هیچ از تو نخواهم اما بی درنگ این کلمات درگوشم نواخت : دست از طلب ندارم تا کام من براید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن براید !   آیا خواسته های من در اینجا تمام می شود ؟ یا به […]

وابستگی و نیاز

وابستگی و نیاز کلماتی که وصله ما زنان است  ! دور از جان خیلی از زنان … این وصله به من محکم می چسبد . سال ها وابسته بودن را تجربه کردم و این مفهوم در حد شدید تا متوسط ، مهمانِ روانم بوده است ، حتی اکنون که در جاهایی از زندگی استقلال را […]

گردگیری نقاب ها !

  گاهی در حجمِ انبوه وظایف روزانه ام ، از خود می پرسم : چه چیزی از ته دل شادت می کند ؟ ایا با نوشتن و فعالیت در شبکه های اجتماعی خوشحالی ؟ این کاری ست که خودت آن را انتخاب کردی یا به خاطر ماهیت نمایش گری این دنیای امروزی ست که دوست […]

هذیان نویسی به وقت ۲۸ بهمن ماه (نامه ای صرفا جهت خالی شدن )

سلام … می دونم حتی خودت هم نمی دونی حالت خوبه یا بد ، اما به رسم هر نامه ای می گم ؛ امیدوارم حالت خوب باشه . . خیلی وقت بود می خواستم برات نامه بنویسم اما دستم به نوشتن نمی رفت . نمی دونم چرا باید واسه نوشتن برای تو ، دنبال فرصت […]

زنان از چه می نویسند ؟

هر روز بیش از پیش خودم را در واژه هایم می بینم .   وقتی پای صحبت زنانی می نشینم که قصه های نگفته ی زیادی دارند به این می اندیشم که هر زن خودش داستانی ست . داستانی پر از فریادِ خاموش واژه ی فریادِ خاموش این عبارات فروغ را در ذهنم تداعی می […]

هذیان گویی به وقت ۲۲ بهمن (حکایت یک روزِِِِِ آدم افسرده )

حرف ها ، صدایش ،حتی بودنش بی هیچ کنشی امید بخش روزهایم است . عشق شاید راه نجات باشد … اگر او نبود ؟! نمی توانم ثانیه ای به نبودنش فکر کنم سر خود را با اسکرول کردن های گاه و بی گاه گرم می کنم ، علاجی موقت ولی کاری ! . امروز هم […]

هذیان گویی روزانه به وقت ۲۱ بهمن (داستان روان شناس)

روانشناسم در یکی از جلسات درمان از من خواست ، به این سوال فکر کنم که چرا موجودی ارزشمند هستم ؟ از سوالش تعجب کردم و به نظرم آمد چه سوال مسخره ای پرسیده . دلیل تعجبم را خوب می دانم چرا که هیچ وقت خودم را بااستعداد و ارزشمند ندیدم ! با اینکه همیشه […]

هذیان گویی به وقت ۲۰ بهمن (آرزوهای تیک نخورده )

بارها می نویسم و پاک می کنم ، وسواس نوشتن برایم به بازی مسخره ای بدل گشته ! نمی دانم از چه حیثی باید به پراکندگی های ذهنم بپردازم ؟ از کارهای تلنبار شده ای که باید مدت ها قبل به آن می پرداختم یا افکار مزاحمی که تحمل همه چیز را به نوعی برایم  […]

هذیان گویی روزانه به وقت ۱۹ بهمن

  اکثر اوقات با دیدن صفحه خالی ورد وحشت وجودم را فرا می گیرد با خود فکر می کنم ، این بار باید درباره ی چه چیزی بنویسم ؟ وقایع روزانه زندگی ام که تکراری  هستند . به خاطر ویروس لعنتی مهمان نیز جایی نرفته ام که سوژه ای برای حرف زدن داشته باشم . […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز